ساعتآی دوزاده شب بود
نشسته بودم که یه چیزی بخورم و کم کم بخوابم
همینجوری فکر و خیالا از سرم میگذشت
تو یه لحظه یاده یه خوابی افتادم ک تابستون دیدم
که بهم گفت میخوام برم کربلا و اینا
که امسال رفت
:))) یکم خوشحال شدم همین
برچسب: نویسنده: نگار قاسمیپور تاريخ: دوشنبه 9 بهمن 1396 ساعت: 7:27
برچسب: نویسنده: نگار قاسمیپور تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 12:39
سخته بگم،
ولی باید بهش بگم
تا فکر نکنه ناراحتی های چندسال پیشمو هنوز ازش ، تو دلم دارم
29-Deu
برچسب: نویسنده: نگار قاسمیپور تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1396 ساعت: 12:39